آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان
|
رنگين كمون
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی* باقلم نقش حبابی برلب دریا کشید
شبی غمگین .. شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد .. مرا چشم انتظار کوچه ها کرد .. ببین با غربتش با من چه ها کرد .. که در قلبم چه آشوبی به پا کرد .. اگرچه تا ته دنیا صدا کرد ...
|
|||||||||||||||||
![]() |